پدر ای وجودم از تو![]()
قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفسهات
هستی من جان گرفته
پدر ای که از تو جاری
خون زندگی تو رگهام
ای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمام
پدر امروز به پاهام
دیگه نای رفتنی نیست
جز دریقی رو لبهام
دیگه حرف گفتنی نیست
پدر ، پیچ و خم راهم
نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام
توی فکر غنچه باشه
پدر دست یاری تو
ا گه دستامو نگیره
کوره راه رفتن من
مثل شبهام میشه تیره
کلامی از جناب کوهی عنبران بیاد پدر:
حیف
میدانم که دیگر
برنمی داری از آن خواب گران سر
تا ببینی خردسال سال خورده خویش را
کاین زمان چندان شجاعت یافته است تا بگوید
راست میگفتی پدر؟!
(Persian: عنبران) is a small Iranian town situated approximately 17 miles north-northeast of Ardabil. The population consists of 9000 Talysh speakers. Anbaran’s map coordinates are 38.49N and 48.42E. The name of Anbaran is probably extracted from fragrant annual herbs named عنبر (‘ánbar in Persian).


/%25DA%25AF%25D9%2584.jpg&h=94&w=106&usg=__23pHHXiwoLXIuIgu1SOJ06nLQso=)


