دیوان عنبران
سیمای دشت پر گل و بستان عنبران
کرده همیشه بنده را حیران عنبران
در نزد اهل معرفت خاکش گهر فشان
در پیش بی خرد ولی زندان عنبران
خاکش گرفته در برش اولیاء بیکران
گویند این سخن همه پیران عنبران
آرامگاه سید خرم نشانه ایست
از شیخ وشاب ومظهر خوبان عنبران
مرز صد آفرین یک از افتخار اوست
کرده دفاع زبیشه چون اصلان عنبران
گشته تظاهر و ریا مستولی بر همه
از آن جهت زد ید ها پنهان عنبران
بهبود وضع مردم بیکار این محل
مانده به سعی وهمت مردان عنبران
گر این تلاش شورا ثمر ده
گردد وسیعد شارع ومیدان عنبران
با تکیه بر خدا کنیم ابلیس را ذلیل
گرددزبون وومفتضح شیطان عنبران
مانند بچه شیرها مشغول جست وخیز
در گوشه و کنارها طفلان عنبران
گرچه شهریست درنمین بالای تپه ها
روزی شود بگوییم همه استان عنبران
همسایه گشته با نمین تا تر شودولی
خشکیده باغ وباغچه و گلدان عنبران
یا رب عنایتی نما که خشک وتر بسوخت
آتش گرفته دامن سوزان عنبران
نه برفی نه قطره باران نه آب چاه
آواره گشته زارع و دهقان عنبران
امسال بلا گرفته با ران نیامده
دلها غمینه از غم باران عنبران
ما اهل سنتیم همه شافعی نسب
خضری که شیعه است شده حیران عنبران
در شهر اردبیل با شاهین شده آشنا
از آن زمان نوشته همه داستان عنبران
شاهرخ جزیره (۱) گرنهاد نام کتاب را
بنده نهاده ام ولی دیوان عنبران
عزیز خضری
تابستان ۱۳۷۷
(۱) اشاره به جزیره تالش نشین عنبران

وصف حال عنبران علیا
ده عنبران روستایی است
چسبیده بمرز ملکش استثنایی است
در عصر داود نبی بوده است این
خرابه شهر لوط دیده است این
جنوبش رفته تا حدود مرز مهستان
ملک شمالش رسید به جای تاجیکان
در شرقش قریه کلش گشته پدید
در غربش ده پیله رود را باید دید
باید گفت باین مادر ایران وتوران
بیشتر کوچیده اند از اینجا سران
رفته در جای مناسب سکونت کرده
کوه ودشت را ازوجودشان خالی کرده
ده پیله زیر از این گشته پیدا
ده سراوی داده تشکیل در یکجا
در گیلا ن عنبران محله رابایددانست
عباس آباد هم جای دیگر از اوست
وزنه آبادی دیگر آن است
کشلی هم پیدا شده از این است
چوبر شهرکی پدید گشته از آن
هشتپر (طوالش) بیشتر ساکنانش ازاین
اسالم گشته مشهور از این
سه شنبه بازار محلی است ازاین
تا بندر پهلوی(انزلی) همه پراکنده اند
همه از اینجا نامی برده اند
شهر گرگانرا محلی تشکیل داده
بیشتر شانرا طهران از ما ربوده
در سرتاسر خاک ایران پراکنده اند
نفوسی برایران مقدس تشکیل داده اند
ما د ا شتیم ده مقدس روحا نی
ما د ا شتیم ده مقدس روحا نی
ولی اکنون دارد میرود رو به ویرانی
چون از سکنه خالی گشته
تمایل مردم همه روبه مادی گشته
باز هم پانصد خانوار سکونت دارند
مسجد و بقعه زیار تگاه دارد
امیدوارم انشاء الله باز رونق یابد
آب از جوی رفته دوباره باز آید
تعمیر اسا سی از نو میخواهد
حمام وبرق ولوله کشی آب میخواهد
ضیاءالدین نخوانده در هیچ مکتبی
بلکه گفته در اینجا مطلبی
امید آنست نقصا نیها آیند بجا
تا این جمعیت باشند در یکجا
1346 شیخ ضیا الدین شفیقی عنبران

